نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
حرفهايم با خدا
persianweblog persianblog
حرفهايم با خدا

سال نو

سلام خدای خوبم ....

۱ سال و نيم اينجا نبودم . خدايا اينجا شايد ننوشتم ولی شاهدی که دائم با هات حرف ميزدم .

خدايا شب سال نو ما ايرانی ها ست همراه با اربعين آقا امام حسين . چه حس عجيبی دارم توی اين غربت . توی اين تنهايی چه حس غريبی دارم .

خدايا دلم برات تنگ شده خيلی زياد . مدتی است که هميشه دارم باهات حرف ميزنم توهم همه جوره اين مدت مراقبم بودی خداييش در حقم خدايی کردی و تو اين غربت برام سنگ تموم گذاشتی ولی دلم برات تنگ شده .

حس بچه ای رو دارم که پدرش براش همه کار میکنه و براش از هیچ چیزی کم نمیذاره ولی این بچه دلش میخواد بره تو آغوش پدرش بشینه . آره خدا جونم دلم برات تنگ شده .

خدایا امسال انقدر مشکلات داشتم و انقدر با محبت بهم کمک کردی که خودم هم باورم نمیشه ولی خدا جون دلم عشقبازی میخواد . آره به خدا دلم میخواد با هام عشقبازی کنی .

خدایا الان همه اونهایی که این و میخونند دارند میگن باب این دختره چه پر روهه . انگار چه کار کرده که چنین چیزی میخواد ولی خودت میدونی من وقتی با تو صحبت میکنم به قابلیت های خودم نگاه نمیکنم . من به بزرگی تو نگاه میکنم من به بخشنده ای تو نگاه میکنم . من به دریای کرم تو نگاه میکنم .

خدایا امسال رو سال ظهور امام زمانمون قراربده . خدایا امسال یک نگاه کوچولو به قلبهای ما شیعیان بکن برای یک عمرمون بسه .

 خدایا ما ایرانی ها همیشه سفره هفت سین میندازیم برای اینکه سال خوب و پر برکتی داشته باشیم خداجون امسال به عشق حسین تو این کار را نکردیم. خدایا برای همه این عاشقان  برکتی 100 افزون بده .

خداجون بهم توفیق بده بیشتر سر بزنم .

مثل همیشه دوستت دارم .

 

 

پيام هاي ديگران        link        دوشنبه، 29 اسفند، 1384 -

دوباره سلام

خدا جونم سلام

الان۱ سال و ۱۱ ماه ميشه ننوشتم نه اينکه با تو حرف نزدم نه !!!! توکه ميدونی هميشه همه جا هر وقت تنهام با تو دارم حرف ميزنم ولی ...

خدايا امشب دلم گرفته . اخه اولين ساليه که محرم ايران نيستم . دلم برای تکيه ها تنگ شده . اينجا تو ديار غريب از هيچ جا صدای يا حسين نمياد اومدم تو پرشين صدای حسين بشنوم که ياد بلاگم افتادم . وقتی اومدم ديدم چقدر دوستام برام پيام گذاشتن ناخود آگاه خواستم دوباره بنويسم ....

خدايا دلم ميخواست تو مجالس عزاداری آقام باشم ولی نشد . خيلی های ديگه هم مثل من هستند ... يادمه ۲ سال پيش روز تاسوعا به دليلی نتونستم برم مجلس روضه دلم گرفته بود مثل الان ... خدا جون يادته ميخواستم تو اونروز عزيز بيکار نباشم برای همين تصميم گرفتم با پرداخت مبلغی از طرف آقام ابالفضل دينم رو ادا کنم .....

همه چيز رو سپردم به خودت سر رسيد رو باز کردم دستم رو گذاشتم رو نام يک بيمارستان ... نام بيمارستان حضرت زهرا در اومد ( خدايا يادته همون روز با همين نام چقدر حال کردم آخه ما ها همه ميگيم زهرا عاشق عباسه ) زنگ زدم بيمارستان از پرسنل کمک گرفتم و خواستم اگه شخص محتاجی هست به من بگويند ...... و از ميان اونهمه مريض بايد اين پول ميرسيد به دست کسی که مثل خود آقام دستش قطع شده بود !!!!!! و منهم گفتم اين از طرفه آقام ابالفضل است .

خدايا سرش چی بود ؟؟؟ ميدونم حتما اونروز اون شخص چقدر با آقا درد دل کرده بوده آخه دستش قطع شده بود ۳ تا بچه داشت شغلش هم کارگری ... ای خدا چقدر قشنگ جواب بنده هات و ميدی خدايا کاری کن هميشه بتونيم خدمتگذار تو و امامامون باشيم .

خدايا حالا چرا اينو نوشتم خواستم به همه کسانی که مثل من دلشون گرفته بگم دوستای خوبم اگه نميتونيم تو مجالس عزاداری باشيم ولی ميتونيم جور ديگه ای عمل کنيم .

ميتونيم به کمک کسانی بريم که اين روز ها فراموش ميشن و بعد بگيم اينها همه از طرف آقامونه...

خدايا منو ببخش امشب رو فرم نيستم تا خوب بنويسم . خدايا به همه دوستان خوبم دوباره سلام ميکنم ميخواهم دوباره اينجا با تو حرف بزنم

 

پيام هاي ديگران        link        چهارشنبه، 28 بهمن، 1383 -

تقصير من نبود ببخشيد

سلام خدای خوب مهربانم . نميدونم چرا نخواستی اين صفحه خونده بشه به هر حای از همه دوستان معذرت ميخوام چون حتی خود منهم ديگه متن رو ندارم .
اما بگذريم ... عاشورا هم تمام شد عذا داريها ... حسين حسين گفتنها ... اما بدانيم که تازه همه چيز شروع شد ... قيام زينب .... نگهبانی از اسلام ... بياييم اين بار يادمان بماند که حسين برای چه شهيد شد و وظيفه ما در قبال قيام او فقط سينه زدن و گريه کردن نيست . خدايا کمکمان کن راه حسين را ادامه بدهيم حسينی زندگی کنيم .
خدايا کمک کن که چون زينب از تمام عشقهامون به خاطر عشق تو بگذريم.
خدايا کمک کن که چون حسين در هر حالی نماز اول وقتمان را فراموش نکنيم .
خدايا کمک کن که چون حر باز گشتی داشته باشيم به سويت واقعی و با خلوص .
خدايا کمک کن که نگذاريم يتيمهای دور و برمون چون يتيمان حسين گرد غم روی صورتشان بشيند
خدايا کمک کن که چون تو عاشق پيامبر باشيم ، چون پيامبر عاشق حسين باشيم ، چون حسين عاشق زينب باشيم ، و چون زينب عاشق تو باشيم .....
خدايا کمک کن که .... خدايا يک لحظه ما را به حال خود نگذار

پيام هاي ديگران        link        شنبه، 24 اسفند، 1381 -

??????

???? ????? ????? ?????? ???? ?? ??? ???? . ?????? ?????? ? ????? ???? ??? ???
????? ?????? ? ????? ??? ?? ??????? ???? ?? ???? ?????? ?? ???? . ?????? ???? ??????? ?? ????? ???? ????????? ?? ??????? ? ??? ??????

????? ?????? ??? ?? ???????:

???? ????? ???
????? ????? ???
??? ?... ???? ?? ???? ??? ???? ????
??? ?????? ?? ???? ?? ????? ??? ??? ???? ????? ? ???? ?????? ?? ?? ???? ?? ???? ?????? ?? ?? ... ?? ??? ????
???? ????? ???? ???
????? ?? ??? ? ?? ??? ?? ??? ? ???? ???
???? ???? ???? ???
??? ???? ????? ???? ????? ?? ?????? ?? ????? ???
??? ???? ??? ???? ???? ?? ????
?????? ????? ?? ??? ? ????
???? ?? ?? ????? ???????? ?? ???? ????? ?????
??? ???? ??? ???? ?? ????? ????? ??? ??? ?? ?????? ????
???? ?? ????? ??? ??? ???
???? ??? ??? ??? ?? ???? ??? ???
???? ?? ???? ?????? ???
????? ????? ??????? ???? ?????? ??????? ?? ????
????? ?????? ???? ?? ???? ?? ?? ? ?? ???? ????
?? ??? ?? ???? ?? ?? ??????? ???? ?????
?? ?????
??? ?? ??? ?? ?????? ?????? ????? ???? ????? ????? ?????? ????
?? ??? ???? ???
??? ???? ?? ?? ?? ?????
???? ??? ?????? ?? ???? !!!
??? ???? ?? ??? ?? ??? ??????
???? ?? ????? ??? ???
?? ?? ?? ???? ??? ???? ? ???? ??? ? ????? ???? ????
???? ?? ?? ????? ?????? ???? ???? ??? ?? ????? ???????
?? ???? ????? ??? ????? ?????? ?????
?? ???? ?? ??? ??? ?????? ????????
????? ????? ?? ??? ??? ?? ?????? ??????
??? ??????
???? ??? ??? ?? ?????? ?????
???? ?? ????
???? ???? ?? ???????. ??? ??? ?????? ??? ???? ?? ??? ?? . ??? ?????? ????? ???? ?? ????? ??? ?? . ???? ???? ?? ??? ???????? ....


?????? ???? ?????

پيام هاي ديگران        link        دوشنبه، 19 اسفند، 1381 -

حرفهايم با خدای حسين --- ۱ ---

سلام خدای خوبم . بوی محرم مياد ، بوی خون ، بوی تشنگی ، اما نه اگه دقيقتر نگاه کنيم ميبينيم بوی عشق مياد ، بوی تسليم بودن واقعی مياد ، بوی راضی به رضای تو بو دن مياد ....
خدايا تا يک مدت ميخوام باهات در مورد محرم صحبت کنم . محرم که مياد يک چيزايی خيلی
دلم رو ميسوزونه ، دوست دارم باهات از اينها بگم .

خدايا اولين درد و دلم با تو :


خدايا نزديکيهای محرم که ميشه کم کم تکيه ها بر پا ميشه هر تکيه با بند بساطهای خودش اول از مردم پول ميگيرن خوب تو هم ميدونی که ما شيعيان هيچيمون درست نباشه عاشق حسينيم پس دست ميکنيم تو جيب و بسته به وضعيتمون يک کمکی ميکنيم ولی خدا تو رو به حق امام حسين اگه گاهی اين کمکها از روی
ريا است تو نديده بگير آخه ما ها بعضيهامون دلمون میخواد همه بگن به حاج آقا فلان شام شب سوم رو داده یا حاج خانوم ... یک ملیون تومان کمک کرده به هیئت خدا خیرش بده . خدا جون خودت کاری کن که این چيزهای نفسانی از دلامون پاک شه کاری کن اگه کاری برای امام حسين ميکنيم فقط فقط فقط برای تو باشه حتی تو دلمون هم به خودمون نباليم
که به عجب کارم درسته ها ۲۰۰۰۰ تومان به هيئت کمک کردم .....
بگذريم خدا جون يک سوال مهم ازت داشتم چرا واقعه عاشورا اتفاق افتاد ؟ چرا خواستی که حسين ، حسينی که عشق تو بود اونجوری شهيد بشه ؟ چرا خواستی علی اصغر رو دست بابا جون بده و حسین و شرمنده کنه ؟ چرا خانواده پیغمبر رو خواستی که در اسیری ببینی ؟ و
چرا .... ؟
واقعا تو همه این کارها رو کردی که ما هر سال علم هیئتمون رو از هیئت کوچه بالایی بزرگتر
کنیم . تو همه این کارها رو کردی که ما هر شب دو تا گوسفند بيشتر از هيئت کوچه پايينی
بکشيم . تو همه این کارها رو کردی که ما شام و نهارمون که به اسم امام حسينه چرب تر باشه در حاليکه بوشم به مشام خيلی از عاشقای گرسنه امام حسين نميرسه ؟تو همه این کارها رو کردی که ما .....
خدایا ببخشید گفتم که دلم پره از این خرجهای اضافی و الکی که به اسم امام حسین میکنند . یک چیزی هم بگم من نه با هیئت داشتن نه با علم داشتن نه با شام دادن به عزاداران حسین
با هیچکدوم مخالف نیستم ولی با زیاده روی کردن در بعضی مسائل اون هم توی این مملکتی که دور و برمون فقر داره موج میزنه مخالفم .
خدایا یک سوال دیگه بپرسم ؟ خدا جون هیئتهای ساده و بی ریای جنوب شهر که شاید علم هم نداشته باشند عزا داریشون رو بیشتر قبول داری یا هیئتهای آنچنانی رو ؟
خدا یا مثل همیشه دوست دارم .

پيام هاي ديگران        link        سه‌شنبه، 13 اسفند، 1381 -

شکر

خدا يا امروز تو مطب دکتر يک متن ديدم هر چند تکراری بود اما يک جور ديگه به دلم نشست شايد يک جور ديگه بهش نگاه کردم متن اين بود



خدايا بر داده و نداده و گرفته ات شکر چون
داده ات نعمت است
نداده ات حکمت است
گرفته ات امتحان است
پس بر هر سه شکر



به اين فکر کردم که واقعا چنينيم ؟ چقدر به طور حقيقی بر داده و نداده ات شکر ميکنيم چقدر بر گرفته ات صبر داريم
خدايا خودت کاری کن که چنين باشيم

پيام هاي ديگران        link        سه‌شنبه، 6 اسفند، 1381 -

ميخوام دوستی با تو رو شروع کنم

خدا جون من شرمنده ات بودم و هستم ولی ممنون خودت يک راههايی ميذاری برای اينکه نشون بديم هنوز به يادت هستيم اما از همه اينها گذشته يک تصميمی با خودم گرفتم
تصميم گرفتم که تو راه منزل به سر کار و بلعکس با هات حرف بزنم بهت فکر کنم ميخوام يک هفته امتحان کنم ببينم چی ميشه ؟ البته تو هيچ چارچوب خاصی نميخوام حرف بزنم فقط مثل دوتا دوست ميخوام باهات درد دل کنم حتی برات تعريف کنم که تو شرکت چه اتفاقاتی افتاده ....شايد به نظر يک کم مسخره بياد ولی بهترين راه برای دوستی با توست . آخه ما آدما اول که تا هم دوست ميشيم از همين حرفها ميزنيم حرفهای روز مره بعد که خودمونی تر شديم از درد دلهامون ميگيم کاری نداريم که طرف برامون کاری ميکنه يا نه فقط ميخواهيم خالی شيم و از اين مصاحبت لذت ببريم .... خلاصه بدون هيچ چشم داشتی با هم رفيق جون جونی ميشيم اونوقت دوست داريم هميشه پيش هم باشيم تو خلوتهامون به هم فکر ميکنيم ....
خلاصه خسته ات نکنم به يک جايی ميرسيم که حاضريم جون هم برای هم بديم .
خدايا ميخوام به جايی برسم که با هات رفيق جون جونی بشم ميدونم يک شبه هم نميشه اين راه رو رفت برای همين از اول شروع ميکنم برات از خودم ميگم از اتفافاتی که برام ميفته و بعد فکر ميکنم اگه تو جلوم بودی چه جوابی بهم ميدادی ... آخر شب هم قرآن رو باز کنم يک صفحه ميخونم هر جا که اومد حتما فارسيشم ميخونم تا ببينم تو هر روز بهم چی ميگی أخه خودت گفتی هر وقت ميخواين خدا باهاتون حرف بزنه قرآن بخونيد .
خلاصه دوستای خوبم اگه ميخواين شروع کنين باهاش دوست شين بسم ا.... در ضمن خوشحال ميشم نامه هاتون رو بخونم اگه بتونم کمکی کنم .

پيام هاي ديگران        link        شنبه، 3 اسفند، 1381 -

شرمندگی هم بد درديه

سلام . خدا جون يک مشکل دارم . بابا از شرمندگيت دارم ميميرم . همش محبت همش نعمت به هر چی نگاه ميکنم نعمت توست لطف توست احسان توست اما من چی من چه کار کردم خدايا مردم از شرمندگيت ميدونم که هر کاری بکنم لطفهای تو رو نميتونم تمام شکر کنم اما من ميخوام همش يک ريزه شکر کنم اما نميدونم چکار کنم آره لقلقه زبونم اينه که خدايا شکرت اما عملا
ديروز داشتم خونه تکونی ميکردم همه گذشته لای خرتو پرتهام بود و من از اينکه خدا چه جورايی کمکم کرده شرمنده اش شده ام ميدونم اصلا رو فرم نمينويسم اما خوب من که گفتم زير بار شرمندگيت موندم خدا بد جوری بابا يکی به من بگه من چه جوری بايد از خدا تشکر کنم من همه محبتهايی که تو در حقم کردی رو که نميتونم بگم فعلا يکيش و ميگم تا دوستای خوبم بهم بگن من چه جوری از شرمندگيت در بيام

يادم مياد زمانی که من و همسرم دوتايی دانشجو بوديم و خلاصه صفر صفر صفر ... ميخواستيم از تو حساب بانکيمون ۱۰۰۰ تومان برداريم آخه ۱۰۰۰ تومان بيشتر نداشتيم !!!!!!تا يک چند روزی رو هم بگذرونيم تا بعد .... خداجون يادته وقتی ديديم تو حسابمون بجای ۱۰۰۰ تومان ۱۸۰۰۰ تومان هست چقدر خوشحال شديم حتی من گريه کردم نه بخاطر پول برای اينکه نميدونستيم اين پول از کجا اومده هنوز هم نميدونم اون پول از کجا اومده .....

خدايا جدی جدی ما بنده هات چقدر از شرمندگيت در اومديم اصلا فکر کرديم که بايد از شرمنئگيت در بييايم ؟؟؟

پيام هاي ديگران        link        یکشنبه، 27 بهمن، 1381 -

سلام خدای خوبم آخ جون امسال دوباره ميتونم يک دعای عرفه با حال برم بعد از چند سال . نمی نرفتم يک بار تو مرز خسروی که به خاطر دور و وريها خيلی حال نداد بعدش هم که از دست اسما .... يا سرد بود يا بچه مريض بود يا هنوز کوچولو است خلاصه به هر بهانه دعوتم نکردی البته حقيقتش اينه که دعوتم کردی ولی من دير ميرسيدم به هر حال اگه تو بخوای به نظر ميرسه که امسال اساسی دعوت شدم آخه يکی قول داده اسما رو نگه داره وای يعنی دوباره ميام و باهات حرف ميزنم باز از آرزو هام ميگم مثل هميشه کاسه گداييم و بلند ميکنم ......
خدت جون شايد دوستم نداشته باشی شايد از دستم عصبانی باشی ولی ممنونم که عشقت رو هنوز تو دلم قرار دادی خدايا حاجت پارسال که ازت خواستم رو صلاح ندونستی کامل بدی اما خداجون جان امام حسين که خيلی از ماها دعای عرفت رو از عشق آقا ميخونيم امسال بذار با عشقت حال کنم . خدايا بذار همه سلولهای بدنم عشق تو رو حس کنند و بلرزند لرزشی که از عشق تو باشه خيلی شيرينه کسايی که حسش کردن ميدونند و تونهايی که حس نکردن ۱۵ دقيقه به خدا فکر کنيد به عظمتش به بزرگيش به محبتش به قهرش مطمئنم شما هم تز عشقش مست ميشين امتحانش ضرر نداره
خدايا مثل هميشه خيلی دوست دارم

پيام هاي ديگران        link        شنبه، 19 بهمن، 1381 -

خانه خدا

سلام خدای مهربونم . امسال هم موسم حج آمد و من مهمانت نشدم . باشه اشکال نداره به سه دليل اولا اینکه انقدر محبت کردی در حقم که ديگه جای گلايه نذاشتی دوم اينکه خدايی دوست داری هر کی رو که ميخوای دعوت کنی خوب قادر و قاهری ديگه چی بگم و سوم اينکه تقصير خودمه منظورم شرطيه که باهات گذاشتم . آره گفتم تا زمانيکه مادر خودم و پدر و مادر همسرم نيومدن حج من هم نرم آخه خدا جون دلشون ميگيره بعد شايد ازت گلايه کنند که خدا جون اينها جوون هستند حالا حالا ها وقت دارن اما ......
خداجون امسال ميخواستم هر سه تاشون رو بفرستم ولی خوب نشد اما اگه بخوای شال ديگه يعنی ميشه ؟؟؟؟؟
اما خدا جون ميدونم سفر مکه خيلی لذت بخشه ولی به نظر من يکبارش خوبه يا حداقل هر ده سال يکبار اونم تو مملکت ما با اينهمه مستمند که به نون شبشون محتاجند به هر حال خدايا دلم بدجوری هوات و کرده .
خدايا خيلی پررو ام نه شيطون داره همش تو گوشم ميگه تو که امروز نماز صبحت قضا شد چه جوری روت ميشه باهاش حرف بزنی . اما خدای خوبم ميدونم تو بخشنده تر از اين حرفهايی قول ميدم ديگه خيلی مواظب باشم خدا يا کمکم کن شيطون بوسيله نااميدی من و از تو دور نکنه .

پيام هاي ديگران        link        سه‌شنبه، 15 بهمن، 1381 -

سلام

هنوز ۴۰ روز از مرگ يکی از عزيزانم نگذشته ولی خدا جون دلم تنگ شده برات برای دوستای خوب بلاگم . نميدونم چجوری مينويسم فکر ميکردم بعد از اين حادثه ديگه ننويسم اما بعضی از نوشته ها و بعضی از نامه ها من و وادار کرد که دوباره بنويسم . خداجون ميدونی دل و دماغ ندارم فقط خواستم از همه دوستانی که بهم سر زدن و نگرانم بودن تشکر کنم . خدا جون دوست دارم دوباره بنويسم البته شايد کمتر و شايد کمتر بتونم به دوستای خوبم تو بلاگ سر بزنم ولی خوشحال ميشم اگه دوستام بهم سر بزنن البته نه به من به حرفهايم با تو . و علتش هم اينست که مسئوليتم يک کم زياد شده .از دوستايی که بهم سر ميزنن خواهش ميکنم به بقيه هم بگن که من برگشتم تا خدا چه بخواهد .

خدايا میخواهم یک چيزی بگم و امروز تکليفم و با خودم مشخص کنم . خدا جون من اگه اينجا مينويسم نه برای ريا است چون کسی من و نميشناسه و نه برای شور و شوق وبلاگ نويسی فقط برای يک چيز مينويسم برای اينکه به همه بگم حرف زدن با تو آشتی کردن با تو نزديک شدن تو خيلی آسونه .ميخواهم بگم به دوستای خوبم برای رسيدن به تو لازم نيست مفاتيح رو از حفظ باشيم . ميخوام بگم برای رسيدن به تو نبايد اول از اعمال شروع کرد بايد اول از دل شروع کنيم . اول با دلمون عاشقت بشيم اول بايد وجودمون لبرز از عشق بشه اونوقت ديگه ما نيستيم که نماز ميخونيم بلکه تمام وجودمون خودشون در برار تو و عظمتت به سجود مياد . خدايا من به اسلام در چهار چوب مقرراتش ايمان دارم و ايمان دارم که اگه ادعا ميکنم که دوستت دارم بايد به دستورات تو عمل کرد اما به يک چيز هم ايمان دارم که اولين قدم برای نزديکی به تو شناخت و معرفت و عشق توست بعد از اون ديگه اين تويی که خودت هدايت ميکنی .
خداحافظ تا شنبه . کمکم کن بتونم باز هم بنويسم

پيام هاي ديگران        link        سه‌شنبه، 8 بهمن، 1381 -

نماز يوميه

خدا جون سلام وای که چقدر دلم تنگ شده بود برای حرف زدن با تو اونهم تو بلاگ .در ضمن از همه دوستان هم معذرت ميخواهم حسابی خيلی بچه بدی شدم يکی نيست بهم بگه بابا همينجوری کجا ميری بيخبر اما خداجون تو که خبر داری از سر شلوغم و هزار تا مشکلم ولی ولش کن دلم نميخواهد اينجا از مشکلات چيزی بگم .
اما خدا جون پيام دوستام و در مورد نماز شب خوندم حرفهای جالبی زده بودن دوست دارم حالا با تو در مورد صحبتهای دوستانم حرف بزنم .
خيليها گفته بودن به زبانهای مختلف که بابا اول واجبات بعد شب . خدايا حالا که فکر ميکنم ميبينم راست ميگن
.۱-خيليها رو ميشناسم که اصلا نميدونند چه جوری نماز ميخوونند
۲-خيليها يکم بهترندای ۴ خط در ميون يک چيزی ميخونند
۳- بعضيها نماز ميخونند ولی نماز صبح هنوز بهشون واجب نشده
۴-بعضيها هم نماز ميخونند ولی ای گاهی نماز قضا هم پيدا ميکنند .
۵-بعضی ها نماز ميخونند ولی ميذارن آخر وقت سر تو که خلوت بشه بعد ميان نماز ميخونند
۶-بعضيها هم نماز سر وقت ميخونند
اما خيليهامون نماز ميخونيم حالا هر وقت و هر شکل اما به همه چيز فکر ميکنيم الا به تو که داريم باهات حرف ميزنيم حالا در اين مورد کاری ندارم ولی بعدا صحبت دارم در موردش
خدا جون کاری ندارم که من جزو کدوم گروه هستم که تو خودت بهتر از همه ميدونی اما ميخواهم يک دعا کنم همه دوستاييم رو که به بلاگم سر ميزنن وقتشون و ميذارن و مطالب من و ميخونند شرمندم ميکنند و التماس دعا دارن .
خدا يا من ايمان دارم که همه دوستانم يک جورايی دوست دارن پس دوست دارن با تو عشقبازی کنند و چه عشقبازی بهتر از نماز .
حالا دعام چيه ؟ خدايا هر کی مياد و اين بلاگ رو ميخونه و خودش رو تو يکی از اين رديفها و گروهها قرار ميده به دلش بنداز که يک قدم جلو بذاره .فقط يک قدم
اگه جزو گروه يک هست بره و خودش و تو گروه دويی ها قاطی کنه و ....
اگه هم جزو گروه ۶ هست همه مارو دعا کنه .خدايا تو دلشون بنداز باشه ؟
--------------------------------------------------------------------------------------------------------


اما دوستای خيلی خيلی خوبم منهم شما رو قسم ميدم خودتون رو يک پله فقط يک پله بکشين بالا نذارين شيطون بگه بابا تورو چه به اين حرفها وضعت خرابتره .نه تو رو خدا نه جون اسما من نه اگه نماز هم نميخونی باشه هفته ای يکبار نماز بخون بعد قول ميدم خدا خودش کاری ميکنه که هی بری بالا تر بابا عاشقای خدا به کی قسم بخورم تو رو خدا بياين پشت شيطون و به خاک بمالين .
من منتظرم .منتظرم که برام بگين که قبوله بگين يا علی رو گفتين بدون آدرس بدون نام اصلی من که خدا رو شکر هيچکس رو به طور حقيقی نميشناسم فقط منتظرم شادم کنيد
------
خيلی پر رو شدم نه ؟


ربطی به بحث ما نداره ولی ارزش خوندن داره

پيام هاي ديگران        link        شنبه، 30 آذر، 1381 -

نماز شب

سلام خدای خوب و مهربونم دلم گرفته نميدونم چرا . شايد هم همون افسردگی هميشهگی دوباره سراغم اومده اما آخه چرا؟ واقعا راست ميگن هيچ نعمتی بالا تر از سلامتی نيست .
خدا يا نماز شبهای من و قبول داری ؟؟؟؟؟کدوم نماز شب نه ؟ آره الان ۱ سالی ميشه که نماز شب نخوندم آخه با اينهمه مشغله فقط بتونم به کارام برسم شاهکار کردم شبها ديگه بيهوشم اما خدا جون ميدونی که ازت غافل نبودم . وقتی ديدم نميتونم تماز شب بخونم ، وقتی گاهی شبها از خواب يک لحظه بيدار ميشدم و بعد چون توان بلند شدن نداشتم حالا يا از خستگی يا از تنبلی و ميخوابيدم شيطون از موقعيت استفاده کرد و اومد گفت : ديدی خدا دوست نداره تو فيق نماز شب بهت نميده و .....
از دست اين شيطون برای هر کی از يک راه در مياد وهميشه برای من از در نا اميدی . به هر حال تو کمکم کردی و نذاشتی اون پيروز بشه و بهم يک کاری يا د دادی .
از اون موقع هر وقت شب موقع نماز شب بيدار ميشم و نميتونم بلند شم که البته يا به دليل خستگی يا تنبلی !!!!!!!!!!!! اونوقت تو دلم شروع ميکنم با حرف زدن با تو ميگم دوست دارم ميگم بهت محتاجم ميگم از محبتهات سپاسگذارم خلاصه تو و دلم رو تنها ميذارم تا باهات حرف بزنه تا زمانيکه دوباره خوابم ميبره ...
خدا جون من اين کار رو فکر ميکنم نماز شب من و تمام کسايی که شب نميتونن به مهمونيت بيان است .آره درست فکر ميکنم ؟ يعنی تو همين رو هم از ما قبول ميکنی ؟
خدايا به کسايی که توفيق خوندن نماز شب دارنتوفيق بيشتر عطا کن و ما رو هم يادشون بنداز تا دعامون کنند .
خداجون خيلی خيلی دوست دارم

دوستان بلاگ دوره گرد رو بخونين قابل فکر کردنه

پيام هاي ديگران        link        شنبه، 23 آذر، 1381 -

خدا جون سلام تو که از دستم ناراحت يستی آخه همسفر عشقم ديشب از اينکه اين مطالب رو نوشته بودم کلی پکر بود ميگفت نبايد اينجا اين و مينوشتم ولی تو که ميدونی هدفم از نوشتن اين مطلب چی بوده من نميخواستم بگم که خوش بحالم که حاجت گرفتم به خودت قسم نه . در ضمن نمی خواستم بگم که حاجت گرفتن از تو انقدر سخته ميدونم خيلی راحت تر تو حاجت ميدی و ميدونم اگه خير نباشه به هيچ وجه حاجت رو نميدی من هم که نميخواستم مجبورت کنم که حاجتم رو بدی اين راه ها روهم تو ذهنم گذاشتی غير از اينه ؟
خدا جون يک چيز ديگه بگم من اگه اين ۴ تا عمل رو انجام دادم اولش فقط برای گرفتن حاجت بود ولی الان انقدر لذت اين اعمال رو چشيدم که ديگه فقط برای عشق تو اين کار ها رو انجام ميدم حتی اگه ازم همه چيز رو بگيری
خدا جون توفيق انجام اين ۴عمل رو به تمام کسايی که عاشقتن دوست دارن اين بلاگ رو به عشق حرف زدن با تو ميخونن بده
دوستان يک يا علی فقط امتحان کنيد فقط يکيشون رو بعد از ذتش مست شين
التماس دعا
خدا جون خيلی دوست دارم

پيام هاي ديگران        link        چهارشنبه، 20 آذر، 1381 -

هر كي حاجت داره اين و بخونه

سلام خدای خوبم امروز ميخواهم ازت تشکر کنم خيلی زياد آخه يکی از حاجتهام رو که از دو سال پيش دارم براش دعا ميکنم داره يواش يواش اجابت ميشه خدا جون ممنونم خيلي زياد
حال چرا دارم اينجا اين و مينويسم سه تا دليل داره
اول اينكه شب تولد امام حسن خيلي دلم گرفته بود اومدم تو بلاگ و حسابي گله كردم بعد يكي از دوستاي خوبم برام پيغامي گذاشت كه من و مجبور كرد پيغامم رو پاك كنم . برام نوشته بود كه چرا وقتي خدا اينهمه بهت نعمت ميده هيچي نميگي ولي همينكه يكي از حاجتهامون بر آورده نميشه زود جار ميزنيم و همه رو خبر دار ميكنيم
راست ميگفت خدا جون خيلي از خودم بدم اومد خيلي زياد براي همين امروز امدم جار بزنم كه خداي خوبم داره يكي از حاجتهام و بر آورده ميكنه حالا دليلش رو نميدونم ولي خيلي ازش ممنونم
خدا جون حاجات همه رو بده تو كه از خداييت كم نميشه
دومين دليلش اين بود كه يكسري سوال برام پيش اومده
خدايا ميدوني كه براي اين حاجتم خيلي دعا كردم ولي تو جوابم و نميدادي بعد چهارتا روش زير رو بكار بردم نميدونم كدومش بوده كه باعث شده تو حاجتم رو بدي شايد هم همشون حالا پايين مينويسم از دوستام خواهش ميكنم راهنماييم كنند
۱-توكل به تو : خداي خوبم وقتي ديدم دعاكردن فايده اي نداره ديگه از دعا كردن دست كشيدم ولي اينبار عميقا بهت توكل كردم به خودم قبولوندم كه تو حتما كمكم ميكني حتي به ديگران گفتم مشكلم حل شده پس براي مشكل حل شده دعا كردن لازم نبود
۲-غرورم رو شكوندم سعي كردم به نحوي مشكلات ديگران را حل كنم حتي اگه به قيمت شكوندن غرورم بود و رو انداختن به ديگران بر اين باور بودم كه اگه از دستم بر بياد و تا حد ممكن مشكلات ديگران رو حل كنم خدا هم مشكل من و حل ميكنه
۳-به دعاي پدر و مادر تكيه كردم تا تونستم به پدر و مادر خودم و همسرم محبت و يا كمك كردم و ازشون با تمام وجود در خواست دعا كردم البته تمام سعي ام اين بود كه كمكهام و يا هر كار ديگه اي كه ميكردم به نحوي باشه كه اونا شرمنده نشن
۴-و آخر اينكه فقط براي ديگران دعا كردم با تمام وجود همونطوري كه براي خودم دعا ميكردم و اشك ميريختم براي ديگران دعا كردم مخصوصا و مخصوصا براي امام زمانمان خيلي براي آقا دعا كردم و مطمئن بودم كه آقاهم من و دعا ميكنه
خدا جون حالا من نميدونم كدوم يكي از كارهام باعث شد كه تو دعا م و اجابت كني
اما خداجون با تمام وجود از اينكه دعام داره مستجاب ميشه خوشحال بودم براي همين براي تشكر از تو و انجام وظيفه ام سعي كردم يكي از بنده هات و خوشحال كنم اميدوارم كه ازم قبول كني
خداجون دوست دارم خيلي زياد

پيام هاي ديگران        link        سه‌شنبه، 19 آذر، 1381 -

اعوذ با... من الشيطان الرجيم

سلام خدای خوبم ماه رمضون هم تموم شد . امروز ميخواهم يک چيزی بگم و برم .
خدا يا ما وقتی ماه رمضون تموم ميشه يک نگاهی به پشت سرمون ميکنيم ببينيم چکاره هستيم مسلما تو اعمالمون هم کار خوب داريم هم بد .
خدا جون يک خواهشی دارم :
خدايا وقتی به کارهای خوبمون فکر ميکنيم اونه رو برامون کوچيک کن تا باعث خود پسندی و غرور و يا ريا نشويم
خدا يا وقتی به کارهای خطامون نگاه ميکنيم مارو ازشون شرمنده کن يک جوری که يادمون بمونه ديگه اون کار و انجام نديم ولی در کنارش نذار تا شيطون از حربه نا اميدی استفاده کنه و ما رو به بخششت نا اميد .

پيام هاي ديگران        link        شنبه، 16 آذر، 1381 -

يک کم زودتر تبريک

سلام خدای خوبم ديگه داره تموم ميشه اين مهمونی خوبت روزهای آخر است و من مطمئنم که من و همه دوستان خوبم دست پر هستيم چرا مطمئنم ؟ چون همين حرفهايی که تو بلاگها ميزديم و ميخونديم خودش باعث ميشد بهت فکر کنيم از عشقت مست شيم با امام زمانمون حرف بزنيم از زوايای ديگه خيلی چيزها رو ببينيم حتی خيليامون پای کامپيوتر از عشق تو گريه کرديم خوب همين يعنی دست پر بودن هميشه که گرفتن حاجتهای دنيايی معنی دست پر بودن نيست .
خدايا ممنون که انقدر ما رو دوست داشتی که دل ما رو از محبت خودت روشن کردی .
خدايا بخاطر دوستای خيلی خوبی که تو بلاگ پيدا کردم ازت ممنونم اين باشه سهم من از اين مهمونی .به خودت قسم خيلی چيزها ازشون ياد گرفتم خيلی چيزها
خدا جون من که ۵ شنبه و جمعه ها به اينترنت دسترسی زياد ندارم پس از الان يد فطر رو اول به امام زمانم تبريک ميگم ودعا ميکنم که سال ديگه نماز عيد فطر رو به امامتش بخونيم . و بعد به همه دوستای خوبم اين عيد رو تبريک ميگم .
خدا جون اجازه دارم از طرف تو از همه کسانی که تو طرح کمک به محرومان شرکت کردن تشکر کنم ؟چه اونهايی که با پو ريا همراهی کردن چه اونايی که به تنهايی عمل کردند خداجون تو رو به حق اين ماه از همشون بپذير و پاداشش رو لذت بردن از عبادتت قرار بده
خدا جون توفيق بده که باز هم از اين کارها بکنيم
راستی خدا جون اگه يک موقع تا دوشنبه چيزی ننوشتم فکر نکنی مهمونيت تموم شده رفتم نه . اگه بشه بايد سر يک پروژه حسابی کار کنم و شايد وقت نداشته باشم .
به هر حال خدا جون دوست دارم خيلی از پذيراييت هم ممنونم.

پيام هاي ديگران        link        چهارشنبه، 13 آذر، 1381 -

فقط چند روز فرصت

سلام خدای خوبم وای که چقدر دلم برای حرف زدن با تو ، تو بلاگ تنگ شده . چقدر دلم برای دوستای خوبم تو بلاگ تنگ شده اما چه کنم اين مدت همش در گير بيماری اسما بودم خدايا ممنونم که کمکم کردی و حالش و خوب کردی .
ولی حيف شد شبهای قدر خيلی دوست داشتم تو بلاگ ميومدم و با حرفها و درد دلهای دوستان خوبم از می عشق خدا مست ميشدم اما خوب قسمت اين بود .
خدا جون تو که از دل ما آگاهی راستش و بخوای وقتی شب آخر قدر به خاطر بيماری اسما مجبور شدم بمونم تو خونه دلم گرفت شيطون هم که منتظره فرصته اومد و گفت : ديدی خدا تحويلت نگرفت دعوتت نکرد .... خودت که ميدونی شيطون چيا ميگه پس بذار من تکرارشون نکنم . اما تو مثل هميشه محبت کردی و نذاشتی گولم بزنه با خودم گفتم آره شيطون راست ميگه اما من خريدارم من بايد ناز خدا رو بکشم من محتاجشم من بايد پر رو باشم و همين شد که در خونه احيا گرفتم خداجون تو هم خوب حال شيطون و گرفتی دستت درد نکنه اونشب خيلی بهم حال داد خيلی ممنونم .
اما خدا يه چيز ديگه ماه مهمونيت تموم شد و من نتونستم مثل بنده های خوبت عبادت کنم نماز شب بخونم قرآن بخونم شب زنده داری کنم مثل خيليها ارگ برم يا جاهای ديگه و با تو رازو نياز کنم آخه خودت ميدونی درگيريهای ماهارو از دست اين دنيا !!!!
اما ميخواهم يک کاری کنم تا از ديگران عقب نمونم چه جوری ؟
خدا يا من که هر کاری بکنم تو اين دو سه روزه هر عبادتی هم کنم کم ميارم پس بايد کاری کنم که از نظر کيفی به پای اونا برسم .
خدا جون خيلی شنيدم که يک دقيقه فکر کردن بهتر از ۷۰ ساعت عبادت است خوب منم ميخواهم همين کار و کنم اين چند روزه بهت فکر کنم به عظمتت به قدرتت به نشانه های بزرگی ات به مهربونيت به قهرت به لطفت به مهمونيت فقط ميخواهم بهت انقدر فکر کنم تا جايی که بدنم از شدت فهم بزرگی تو بلرزه ميدونم اين حالت رو ميشه حس کرد و خيلی هم لذت بخشه لذتش از عبادت کمتر نيست که شايد از بعضی عبادتهای بدون حضور قلبمون بيشترهم باشه .
اما قرآن، ميخواهم هر چقدر که ميتونم ترجمه قرآن رو بخونم با دقت بخونم بهش فکر کنم ببينم چی گفتی بهمون هر چند فقط يک آيه باشه .
خدا جون بهم توفيق بده اين روزهای آخری رو از دست ندم .
خدايا دوست دارم حتی اگر بدترين مهمونت بودم تو اين ماه ولی نميذارم نا اميدی من و از تو جدا کنه تو هم کمک کن

خدا جون عاشقای مهدی رو ببین از این به بعد هر کاری از دستم بر بیاد میکنم خدایا تو هم در ظهورش تعجیل کن

پيام هاي ديگران        link        سه‌شنبه، 12 آذر، 1381 -

خدايا چقدر بزرگی

سلام خدای خوبم ممنون از پذيرايی ديشبت ممنونم .ممنون که با تمام خستگيم پذيرفتيم و دعوتم کردی . اطمينان دارم هر کی رو ديشب دعوت کردی با دلش همراه بودی ميخواستی که بياد پيشت پس دست خالی بر نمی گردونی .
خدايا ديشب موقع جوشن خوندن فهميدم چقدر بزرگی چقدر توانايی چقدر مهربونی و حتی بعضی وقتها ترسناک .
خدايا توی يک شرکت وقتی رئيس شرکت يکی رو به اطاقش بخونه و ازش پذيرايی کنه همه بهش ميگن بابا خيلی تحويلت گرفته ها !!! البته خودش هم کلی ذوق ميکنه و همه جا رو پر ميکنه ...
حال حساب کن تو با اين عظمت و بزرگی و قادری و ..... انقدر عزيزی مارو تو خونت (مسجد) دعوت ميکنی و ميگی خوب بيا با هام درد دل کن ....چقدر بايد به خودمون بباليم که همين اجازه رو بهمون دادی .... ولی ما ها انقدر نادونيم که فکر ميکنيم که خوب ما اومديم چرا دعامون و مستجاب نکردی ؟؟؟؟؟ای خدا خيلی شرمندهات هستم خيلی ولی ديشب به قولم وفا کردم فقط با عشق صدات کردم از اين که اجازه دارم با تو بی پرده صحبت کنم لذت بردم همين برای ما بس .
خدا يا ممنون که با تمام بزرگيت من رو با تمام کوچيکی و روسياهيم دعوتم کردی وصدام و شنيدی .خدايا به همه اونايی که توفيق داشتن ديشب بيان پيشت و اونايی که نتونستن بيان ولی دوست داشتن بيان توفيق بده ۲ شب ديگه رو به مهمونيت بيان
خدايا کسايی که نيومدن و اصلا نميدونستن ديشب چه خبره با نور هدايت هدايتشون کن

پيام هاي ديگران        link        دوشنبه، 4 آذر، 1381 -

۱۰۰۰ بار صدات ميزنم

سلام خدای خوبم ممنون که پرشين بلاگ رو دوباره درست شد کم کم داشتم ميرفتم خونه ولی هنوز يک نيم ساعتی وقت دارم
وای خدای خوبم امشب کلی مهمون داری نه فرشته هات حسابی عرش و آب و جارو کردن تمام پرونده هامون و آوردی رو و منتظری وای خدا امشب چه شب بزرگيه بايد از اينکه شب ضربت خوردن مولای خوبمون امام علی (ع) است ناراحت باشم ولی شوق لذت امشب مستم کرده قلبم تو سينه ام بد جوری ميزنه فکر کنم امسال شب قدرم با بقيه سالها فرق کنه آخه من هر سال شب قدر به يک اميدی ميومدم يا حاجتهای دنيايی يا ديگه بهترين وضعم برای توبه اما امشب نه من امسال هر شب قبل از افطار امام زمان رو دعا کردم و اصلا خودم رو دعا نکردم حالا امشب که همه حساب کتابها دست اونه ميدونم برام پارتی بازی ميکنه امشب امام زمان خوبم خودش دعام ميکنه پس من امشب ميخوام بيام چه کار ؟؟؟؟
خدايا ميخوام بيام جوشن کبير بخونم (فقط تو ميدونی که تو تمام دعا ها عشقی که با جوشن ميکنم مثال زدنيه )۱۰۰۰ بار صدات بزنم با اسما خوبت صدات بزنم روی صفاتت فکر کنم خدايا انقدر صدات ميزنم نه به اميد اينکه جوابم و بدی نه فقط ميخوام عشق کنم که اجازه دادی صدات کنم وای حساب کن توی يک مسجد کوچولو با حداقل ۱۰۰ تا آدم صد هزار بار صد هزار بار صدات ميکنيم به قول يک رفيقی نازت و ميکشيم منتت رو ميکشيم
وای خدا لذت جوشن خوندن رو به همه دوستای خوبم بچشون لذت صدازدنت تو دل شب، تو خونه تو، تو ماه تو ،تو شب قدر اونهم نه يکبار ۱۰۰۰ بار ۱۰۰۰ بار
خدا يا دوست دارم به قول دخترم ۱۰۰۰ تا دوست دارم
خدا جون يک چيزی بذار به همه بگم تو برای من همه کار کردی محبتهات و بدا برای همه ميگم تا بفهمن خدايا هيچی برام کم نذاشتی از دوستانی که ديروز پيششون گله کردم معذرت ميخواهم همين جوری يک چيزی گفتم
البته من از منصور خان بخاطر تذکر بجاشون ممنونم خيلی ممنون

پيام هاي ديگران        link        یکشنبه، 3 آذر، 1381 -

من رد شدم

خدا جون سلام چقدر خوب شد شنبه اومد دلم ميخواست بنويسم ولی قول داده بودم ننويسم خدايا خيلی خوشحالم و خيلی ناراحت تا حالا اين حس و نداشتم خوشحالم چون ميبينم چقدر مردم دوست دارن به خاطر تو همه کار ميکنند حتی اون آقايی که از خارج اين لطف رو کرده بود خداجون اجازه دارم از طرف تو از همشون تشکر کنم دست همشون رو ميبوسم
خدا جون خوشحالم چون تو خوشحالی چون اين چند روزه ما بنده هات و نشون دادی و پيش فرشته ها بهمون افتخار کردی البته اين نه بخاطر بزرگی کار ماست که وقتی آدم شروع ميکنه ويبينه اين کار ها يک دانه شن است در بيابان ولی تو خوبی انقدر خوب که همين رو هم از ما قبول ميکنی خدا يا نذر همه رو قبول کن

خدا يا فقط خوشحالم چون تو دوستم داری و خوشحالم چون دوستان خوبی دارم

پيام هاي ديگران        link        شنبه، 2 آذر، 1381 -

ترو خدا اين متن طولاني رو بخونيد !

قول مي دم تا شنبه مطلبي ننويسم


سلام خداي خوبم ، داره تولد امام حسن مجتبي (ع) مي رسه ، الهي قربونش بشم چقدر دوسش دارم ، شنيدم امام حسن (ع) ۲ بار تمام ثروتش رو بين فقيرا تقسيم كرد و ۳ بار نصف داراييش رو . خدايا اينها چي ديدند كه اينقدر كريم بودند ؟ تو با دلهاشون چه كار كرده بودي ؟
خدا جون ، ما هم آره خيلي از اين كارها مي كنيم ! روزي ۱۰ تومن صدقه مي ديم ، يا حتي اونقدر سخاوتمنديم كه وقتي جريان ناتواني و بيچارگي يكي رو مي شنويم ناراحت ميشيم و حتي بعضي هامون چند قطره اشك مي ريزيم ... !
خدا جون تو با دل هامون چه كردي ؟ چرا نمي فهميم ؟ خوش به حال اونهايي كه فهميدن ، ...
خدا جون هممون وقتي خوب فكر مي كنيم قبول داريم كه هر چي داريم از لطف و احسان توست ، به تنهايي چيزي نيستيم ، كاره اي نيستيم ، اما نمي دونم چرا وقتي قراره از اين چيزي كه خودت به ما دادي در راه خودت استفاده كنيم اونقدر دقيق و موشكاف ميشيم ! خدايا مي دونم اين صحنه ها رو زياد ديدي ، وقتي بهمون ميگن فلاني مشكل مالي داره به جاي اينكه براش كاري بكنيم هزارجور تحقيق و نيم تحقيق مي كنيم كه ايا راست مي گن يا نه ؟ !! يك موقع خداي نكرده به كسي كمك نكنيم كه احتياج واقعي نداره ! بعضي وقتها هم وسط اين تحقيقات اصلا يادمون مي ره قضيه چي بوده ! او را به خير رو ما رو به ...
خدايا اين حرفها برام خيلي سخته ، خيلي شرمنده ات شدم ، خيلي .
تو اونقدر در حق ما خوبي كردي كه محتاج كسي نباشيم كه ديگه اگه يكي بگه فلاني نون شب نداره بخوره باورمون نميشه ! اگه خبردار شيم فلان مدرسه ۱۰ تا از بچه هاش كفش ندارند ميگيم اين غير ممكنه ! ( مسخره بازي اين شير و تغذيه پولي - شما - كه واقعا دل زجر كشيده ها رو مي سوزونه - اوج عدالت اجتماعي ! ) . تازه بر عكس اگه بشنويم طرف فقط روزي ۱۰۰ هزار تومن خرج مي كنه مومن و غير مومنش هر كدام هر جور كه مي خوان موضوع رو تفسير مي كنند و حق رو به اون شخص مي دن !!!! ولي در كنارش حتي يك لحظه هم نمي تونيم تصور كنيم كه يك خانواده با ۳۰ يا ۴۰ هزار تومن در ماه چه جوري زندگي مي كنه !!!
خدايا من خودم رو مي گم به بقيه كاري ندارم خيلي شرمنده ات شدم خيلي وقتها من هم فقط سري به علامت تاسف تكون دادم و رد شدم بايد اعتراف كنم :
چند سال پيش يكي از دوستانم كه پرستار بود تعريف مي كرد كه يكي از مادرها مي سوخت و زمزمه مي كرد كه خدايا مرگ بچه ام رو برسون كه ديگه ندارم خرجش كنم ، اي خدا
تو اين زمانه غريبي كيه كه آروممون کنه و اشک ... اي آرامش بچه هاي يتيم مدينه ادركنا

خدايا با اون كه تو اين ماه رمضوني خيلي سرت شلوغه خيلي وقتت رو گرفتم اجازه مي دي كه با بنده هاي خوبت كه تا اينجا اين متن من رو خوندن حرف بزنم ، ممنون :
- بياييم دنبال كسي نباشيم كه به ما بگه فلاني مشكل داره ، خودمون دنبالش باشيم .
مثلا دنبال اين برنامه ها و جشن هاي صدا و سيما نباشيد اونها بتونند هزينه جشن هاشون و حقوق هاي ميليونيشون رو پرداخت كنند ... اي واي ... اي واي ... اي واي

- بجاي اينكه از خونمون ۳ ساعت بكوبيم بريم يك جا كه مثلا غذاش خوبه يا ... ۱ ساعت بريم بيمارستانها و درمانگاه هاي پايين شهر از دو تا پرستار بپرسيم ۱۰ تا مريض پيدا مي كنيم كه براي زنده موندنشون به پول نياز دارند ( باورش سخته ولي بعضي هاشون به ۲۰ يا ۳۰ هزار تومن احتياج دارند ! ) اين ميگم براي حاج اقا هايي كه هر سال مي رن حج و كلي خرج مي كنند بعد با چند تا حديث و ايه كار خود رو توجيه مي كنند ! يا اونهايي كه هر ساله مراسم هاي مختلفي مي گيرند و هزينه هاي هنگفتي مثلا در راه خدا ! و براي اونهايي ....

- بريم مدرسه هاي جنوب شهر بگرديم ... قراراتون اونجاها باشه ، ...

- به جاي افطاري دادن به كساني كه خودشون بيشتر از ما دارن بريم يك رستوران چند تا غذا بگيريم ببريم براي جاهايي كه واقعا به نون شب محتاجند ! نياز به زياد گشتن نيست كافيه تخت گاز برين تا محدوده پايين شهر از يكي دو نفر بپرسيد ماشين هم نداريد مي تونيد از يك آژانس استفاده كنيد هزينه اش در برابر كارتون ناچيزه !

- بريم يه نانوايي ( نه تو زعفرانيه يا جردن ! ) پول يك شب نون مردم رو بديم .

- اگه بضاعت هيچ كدام از اينها رو نداريم حداقل اينها رو به بقيه بگيم كه تواناييش رو دارند ، اونهايي كه دنبال راهي هستند !! يا اونهايي كه اصلا چشمشون رو بستند و ثروت بدون انفاق و خمس و زكات خودشون رو توجيه مي كنند .... !!

در آخر عيد ميلاد كريم اهل بيت(ع) رو به همه تبريك مي گم


برای يکی از نزديکان آسمان آبی
دعا کنيد

پيام هاي ديگران        link        دوشنبه، 27 آبان، 1381 -

ممنون

خدا جون سلام ممنونم از تو و همه دوستانی که برای اسما دعا کردن و تو دعاشون رو قبول کردی
(اينجا بايد حرفهايم با خدا باشه اما لطف شما دوستای خوب بخصوص پريا جون من و مجبور کرد که همينجا از همتون تشکر کنم باور کنيد اين چند شب همه رو دم افطار و سحر دعا کردم انشا ا... که هيچوقت مريضی نبينيد )
خدا جون ببخشيد که وسط صحبت با تو با ديگران حرف زدم ولی اين امر تو است که از محبت ديگران تشکر کنيم
خدا جون واقعا ما انسانها انقدر که از محبتهای همديگه تشکر ميکنيم و با معر فتامون سعی ميکنند يک جوری از زير دين بقيه دران از توهم همينجوری تشکر ميکنيم
خدا يا وقتی افطاری ميريم خونه کسی بعد از افطار کلی تشکر ميکنيم و برای تشکر بيشتر يک روز هم اونارو دعوت ميکنيم
حالا خدايا واقعا چند در صد از مردم که سر سفره احسان تو نشسته اند و روزی ميخورن ازت تشکر ميکنند و در جواب محبتهای تو و تشکر عملی حداقل به يک نفر فقط برای تو افطاری ميدن
يک چيز ديگه هم بگم
ماها وقتی ميريم افطاری اگه بدترين غذا رو هم جلومون بذارن کلی تشکر ميکنيم و لی تو همه این مهربونيات ما فقط کم و کسريهاش رو ميبينيم البته تو که کم و کسر نمي زاري من از ديد دنيايي انسانها مي گم !
امان از اين انسان !!!!!!!

پيام هاي ديگران        link        شنبه، 25 آبان، 1381 -

ببخشيد

سلام خدايا من امروز بايد از دوستان خوبم عذر خواهي كنم
مخصوصا آقايي كه بهشون قول داده بودم يكسري جواب بهشون بدم همچنين همه دوستاني كه پيغام گذاشتن و نميتونم اين چند روز سري بهشون بزنم و جواب محبتهاشون رو بدم .
خدا جون دليلشم كه خودت خوب ميدوني از پريشب در گير بيماري دخترم هستم اميدوارم زودتر لطفت شامل حال من بشه و دخترم بهتر شه (دوستان دعا يادتون نره ) به هر حال لنشا ا... شنبه بر ميگردم .

دوستان دختر كوچولوم اسما عزيزم رو دعا كنيد .

هر چه از دوست رسد نيكو است خدايا دوست دارم

پيام هاي ديگران        link        چهارشنبه، 22 آبان، 1381 -

مهمان حبیب خداست

سلام خدای خوبم دیشب داشتم فکر میکردم که چقدر ما ها شاید هم قدیمیتر ها به مهمان احترام میذاشتن براش بهترین تدارک رو میدیدن حتی اگه خودشون هم چیزی نداشتن به روی خودشون نمیاوردن و خودشون رو به سیری میزدن تا همون غذای اندک به مهمان برسه خوب سفارش تو بوده که گفتی مهمان حبیب (خدا)من است .خوب ما بنده ها هم به حرفت گوش دادیم حتی خیلی وقتها که مهمان از اون آدمهای بد است و خلاصه حال میزبان رو میگیره در نهایت صاحبخونه بهش میگه حیف که مهمانی و احترامت واجب .
دیگه از برخورد مهمون و صاحبخونه بگم اگه یک موقغ مهمون یک چیزی ازمون بخواهد از زیر سنگ هم شده از همسایه مغازه خلاصه هر طوری شده براش فراهم میکنیم
خدا جون همه اینها رو که گفتم دلیلش اینه که تو فرمودی ÷س ما هم حرفات رو گوش میکنیم ولی مهربون اگه یک زیر دستی اوامر و تذکرات بالا دستش و عمل کنه ولی ببینه خود بالا دستی به اونا عمل نمیکنه خوب دلخور میشه دیگه مگه نه ؟
خدا جون اینهمه آسمون ریسمون بهم بافتم که بگم ما این ماه مهمونتیم ها درسته ادبی که شایسته تو میزبان هست رو بجا نمیاریم ولی خوب مهمونتیم خدایا ما تو اینماه همش به این فکریم که حاجاتمون رو بگیریم آخه ماها خیلی بیچاره ایم همش دست گداییمون به سمت تو درازه
خداجون مهربون حالا میشه حاجتامون دنیایی باشه یا اخروی ولی یه کاری کن که اونایی که به مهمونیت نیومدن به حال ما مهمونات غبطه بخورند شاید سال دیگه بیان مهمونیت
خدا جون من و ببخش به خودت قسم از هر راهی وارد میشم تا حاجتم رو بگیرم
خدا یا به حق اسما قشنگت ......

پيام هاي ديگران        link        یکشنبه، 19 آبان، 1381 -

توفيق اجباري !

سلام خداي خوبم
اول از همه بايد باز هم از همه دوستاي خوبم تشكر كنم به خاطر اين همه لطف و محبتي كه به من دارند .
خدا جون خودت خوب مي دوني كه ما ها كه يه خورده دين و ايمون سرمون ميشه دوست داريم روز اخر شعبان رو روزه بگيريم ولي يا تنبليمون مياد يا ناهار جايي دعوت داريم يا شيطون مياد خودش قاطي ميكنه ! به هر حال به خيلي هامون اجازه نمي دي زودتر از موقع بياييم و جا بگيريم ولي امسال هر كي اهل روزه گرفتن بود روز اخر شعبان رو روزه گرفت
به به خدا امسال از اولش حسابي سفره لطفت رو باز كردي از همون روزهاي اول داري شرمندمون مي كني خدايا يه جايي هم بذار تا شب هاي قدر رومون بشه بياييم و شكايت كنيم و بگيم خدايا ما رو دست خالي بر نگردون هر چند كه من بنده روسياهت امتحانم رو پس دادم هر چي بهم كمك كردي و حاجتم و دادي باز كاسه گداييم رو گرفتم جلوت ! تقصير من چيه ؟ خودت به حضرت موسي(ع) گفتي كه نمك خونت رو هم از من بگير خوب من هم دختر حرف گوش كني هستم
اين بده ؟؟؟؟
ولي خوب زير بار شرمندگيت بدجوري موندم ... من كه از دوستاي خوبم مثل پريا جون و لولک و مهاجر نميتونم تشکر کنم چه جوري از تو با اين همه محبتت تشكر كنم ؟ جدي جدي يكي جوابم رو بده ؟ بهترين راه شكر محبت هاي معشوقمون چيه ؟

عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست

پيام هاي ديگران        link        شنبه، 18 آبان، 1381 -

اولين روز ميهمانی

خدا يا شكرت امروز چه روز خوبيه هم اولين روز مهماني توست هم اينكه دوستان خوب توي بلاگ حسابي حسابي حسابي شرمنده ام كردن خدايا ميبيني چقدر كوچولوام چقدر ذوق زده شده ام از همه كساني كه بهم لطف كردند وزحمت كشبدن و به من سر زدن و براي پيام گذاشتن خيلي خيلي ممنونم خدا يا لذت عبادت را در اين ماه به همشون بچشان .


خدا يا امروز كه به آسمون نگاه كردم انگار مهر و محبتت توش پراكنده بود انگار فاصلمون باهات كم شده بود انگار نزديكم بودي ولي نه چرا انگار واقعا اينطور بود
ديشب سحر وقتي از پنجره به بيرون نگاه كردم ديدم چقدر عاشق داري اشك تو چشام جمع شد نميدونم چرا ولي وقتي ميبينم مردم انقدر دوست دارن انقدر اطاعتت ميكنند خوشحال ميشم از خوشحالي تو خوشحال ميشم از اينكه ميتوني به فرشته ها نشونشون بدي شاد ميشم

راستي خدا واقعا اين چه رازي در ماه رمضون هست كه همه به درگاهت ميان به خودت قسم كساني رو ميشناسم كه اهل نماز هم نيستند ولي اين ماه روزه ميگيرن حتي نمازهاشونم ميخونن واقعا چرا؟ كاش دوستاي خوبم جوابم و بدن
ولي يك چيزي رو ميدونم كه اين جور افراد ازت نميترسند كه اگه ميتر سيدند نمازشون ترك نميشد پس حتما تو يك جورايي محبتت رو تو دلاشون ميذاري اين جور آدم ها از محبتت هست كه روزه ميگيرن فكر كنم ارزشش هم از اون روزه هايي كه فقط وفقط از روي ترس هست بيشتره ..
خدا يا منو ببخش كه انقدر تو كارات فضولي ميكنم
خدا جون يك دعا ميكنم و تموم .امشب دم افطار و سحر منو به ياد همه كساني كه من و ميشناسند بنداز تا برام دعا كنند

خدايا دوستت دارم امشب يادم هست كه همه دوستان خوبي رو كه شرمندم كردن دعا كنم هر چند كه رو سياه تر از اين حرفام

پيام هاي ديگران        link        چهارشنبه، 15 آبان، 1381 -

چرا؟

خدايا امروز ميخواهم ازت يک چيزايی بپرسم . آخه وقتی که ماه رمضون شروع ميشه مردم شروع ميکنند به افطاری دادن چون ثواب داره چه افطاريهای خوب و چربی با مهمونای خيلی بهتر .واقعا هدف تو از اينکه به بنده هات گفتی افطاری بدن اين بود که يک عده آدم سير رو سير تر کنيم .
هر سال دايی من تو خونه ويلايی نيورانش ۸ شب افطاری ميده اونهم به کيا ؟يک عده کارخونه دار و .....در حالی که تو همين شهرمون نه تو همين فاميلای نزديکمون کسايی هستن که صورتشون و با سيلی سرخ ميکنند بخاطرآبروشون هم دم نميزنند . من فکر ميکنم به طور مخفيانه که خود طرف هم متوجه نشه بهش کمک کرد .
خدا يا چرا مردم حرفهای تورو هر جور که دوست دارن تعبير ميکنند .؟ خدايا به من کمک کن که امسال هم بتونم افطاری بدم توی کوچه های تنگ شهر ری ....
خدا جون چه جوری به همه بگم که بابا افطاری مولودی نذری اينها همه برای خداست پس اونجوری عمل کنيد که خدا دوست داره نه بنده اش.
خدا يا کمک کن که من هم اونجوری رفتار کنم که تو دوست داری

پيام هاي ديگران        link        دوشنبه، 13 آبان، 1381 -

زود اومدم ؟

خدا جون تا چند روز ديگه مهمونيت شروع ميشه . ما عادت داريم برای اينکه توی مهمونيها جای خوب پيدا کنيم خودی نشون بديم ، به صاحبخونه بگيم که ماهم هستيم زود ميريم مهمونی کلاس نميذاريم و دير نميريم اونوقت صاحبخونه هم کلی تحويلمون ميگيره ميشونمون بهترين جای خونه ميوه و شيرينی، تازه چون هنوز همه مهمونا نيومدن وقت داره يک چند دقيقه ای پيشمون بشينه و با هم درد دل کنيم
خدا جون حالا ما هم زود تر اومديم به مهمانيت تو هم مارو تحويل بگير يک کم از نعمتهای بی پايانت که نگه داشتی تو مهمونيت بين مهمونات پخش کنی به ما بده يک جای خوب برامون انتخاب کن تو دل شب يک چند دقيقه ای برای من هم وقت بگذار توفيق بيدار بودن و با تو حرف زدن رو بهم بده
خلاصه خدا جون اونکاری رو برام بکن که هر صاحبخونه ای برای مهمونهای زود اومدش ميکنه
امسال ماه رمضان رو خيلی دوست دارم نميدونم چرا ؟ ولی من هميشه ماه رمضان رو دوست دارم به چند دليل
۱- خوب همش نزديک به خدايی روت ميشه دائم باهاش حرف بزنی حداقل يک کم ميتونيم سرمون و بالا بگيريم
۲-تولد مولای خوبم امام حسن مجتبی توشه خدايا ميدونی که توی همه اماما چقدر قلبم برای امام حسن (ََع ) ميتپه تو ميدونی که با شنيدن نامش تمام وجو دم به وجد مياد امسال ميخواهم يک عيدی خوب بگيرم
۳- شبهای قدر خدا ميدونی که توی همه دعا ها عاشق جوشن کبيرم در اين مورد امسال حرف زياد دارم بزنم خدايا ميدونم که بهم ميگی خيلی پررويی . آره خيلی خيلی پر رو هستم من عاشق اينم که ۱۰۰۰ بار صدات بزنم ......
خدايا فقط تو ميدونی راز من و جوشن کبير را
خدا جون از دستم که ناراحت نميشی انقدر راحت با هات حرف ميزنم ؟

پيام هاي ديگران        link        یکشنبه، 12 آبان، 1381 -

خدايا شکرت

چقدر دلم چند روز پيش گرفته بود انقدر ميخواستم درد و دل کنم ولی خوب سايت مشکل داشت شايد هم حکمتی بوده
خدا يا ميخواهم ازت تشکر کنم بخاطر همه چيزهايی که بهم دادی يادم مياد يک ماه پيش خيلی دلم گرفته بود رفتم شاه عبدالعظيم پيش حرم حضرت حمزه خيلی گريه کردم خدا جون با تمام وجود ازت کمک خواستم تا سو تفاهمها مون که بين من و همسرم پيش اومده از بين بره ولی باورم نميشد دقيقا ۲ روز بعد اين اتفاق بيفته همه چيز درست شد مثل روزهای اول زندگيمون همه چيز شيرين همه مشکلات با همسرم رو حل کردی
آی خدا جونم دوست دارم هر روز هر ساعت داد بزنم که ممنونتم عاشقتم دوست دارم من وببخش که اين همه محبتهات و ناديده ميگيرم و فقط از کاستيهام ناله ميکنم ولی خدا جون چکار کنم من که جز تو کسی رو ندارم اصلا کسی رو به قدرتمندی تو نميشناسم به مهربونی و کرمت خدا يا ازت ممنونم ولی من همون بنده سائل تو هستم گدای هميشگی در خونت دوست دارم همه چيزم و از تو بگيرم اونوقت مزه اش خيلی بيشتره
خدا يااز دستم که ناراحت نميشی ؟؟؟

پيام هاي ديگران        link        شنبه، 11 آبان، 1381 -

خدا يا عيدي ما يادت نره

سلام خداي خوبم
امشب شب تولد امام زمان است كسي كه تو خيلي دوسش داري ما هم خيلي دوسش داريم
۶ سال پيش مثل فردا شبي بزرگترين و با ارزش ترين عيدي ام رو ازت گرفتم
عيدي كه زندگي من و عوض كرد خدا جون ميدوني ما انسانها وقتي يك شركت ميزنيم براي اينكه
كلاس كارمون بره بالا و قدرتمون رو به رخ بكشيم وقتي يك محصولي را ميديم دست مردم براش خدمات پس از فروش ميذاريم .گارانتي ميديم .مراكز پشتيباني معرفي ميكنيم ......خلاصه هر كاري ميكنيم تا مشتريمون بمونه براي خودمون و جاي ديگه نره تازه اين براي ما ادمهاست
حالا خداجون تو كه ميدوني ما هميشه سائل توايم مشتري عيدياتيم بيا و مشتري داري كن
شايد مشتريهاي بدي باشيم كه هستيم ولي تو مثل هميشه خوبي كن .
خدا جون اين ماه شعبان ۳ تا مولودي رفتم چقدر خودم رو و ۲ تا از عزيزانم رو دعا كردم خودت ميدوني كه هر وقت مولودي تموم ميشد بغضم ميتركيد ميترسيدم كه دست خالي مونده باشم ولي يك اميد داشتم و اون هم اين بود كه نيمه شعبان مونده
واي خدا ميدوني اينهمه اسمون ريسمون بافتم كه بگم خدا جون عيدي ۶ سال پيشم رو دادي ممنونتم شكر گذارتم اما خدمات پس از فروشش چي ؟گارانتي ؟ پشتيباني اش چي ؟
خدا جون بي انصافي نميكنم خيلي كمكم كردي خيلي بيشتر از خيلي بعدا معجزات و الطافت رو براي همه مينويسم ولي خدا جون من هنوز هم نياز مندم خداجون دوست ندارم اينجا بگم كه ازت چي ميخواهم فقط خدا عيدي ۶ سال پيشم خيلي بهت احتياج داره خدايا عيديم ميخواهم همه اميدم به امشب و فردا شب اگه تموم بشه و من دست خالي بمونم چه كنم ؟؟؟؟؟؟؟؟
خدا يا ۲ تا از عزيز ترين كسام محتاجت هستند قول دادم خيلي دعاشون كنم
خدا جون دوست دارم

پيام هاي ديگران        link        دوشنبه، 29 مهر، 1381 -

سلام

سلام امروز داشتم بلگها روميخوندم دلم گرفت با خدای خودم خيلی راز و نياز کردم من اصو لا زياد اين کار و ميکنم
تصميم گرفتم يک بلاگ درست کنم .ميخواهم حرفها و در دلها م با خدا اينجا بگم اينجوری فکر کنم بيشتر با خدای خودم حال کنم
ميدونيد به نظر من مهم نيستکه به چه زبونی با خدا حرف بزنيم يعنی اگر بيايم ۵۰ صفحه دعای عربی بخونيم که اصلا نميدونيم چی ميگه خوبه يا بازبان خودمون با خدا حرف بزنيم
اصلا دعا چيه ؟ مگه همون درد و دلهای امامای ما نيست . منهم ميخام درد دلم به خدا بگم
هر وقت هم دعا بخوام بخونم فارسيش ميخونم کلی هم حال ميکنم .
خدا یا تو هم از من قبول کن
نمیدونم این کارم درست یا نه ؟ خدا یا چه کنم دوست دارم از حرف زدن با تو کیف میکنم
الان وقت نماز برم نمازبخونم تا بعد ...

پيام هاي ديگران        link        شنبه، 27 مهر، 1381 -